ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

230

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

؟ اسير گفت هر كه از ما كشته شود داخل بهشت خواهد شد و هر كه زنده بماند خداوند وعده خود را نسبت به او انجام خواهد داد ما به اين وعده يقين داريم . رستم گفت : ما بدست شما تباه مىشويم ( با اين ايمانى كه داريد ) . آن اسير عرب گفت : كارهاى زشت شما موجب تباهى شما مىشود خداوند شما را دچار كارهاى خود نموده . تو بدين غره مشو كه گرد خود نيرو و سپاه مىبينى . بدان كه تو با نوع بشر جنگ نمىكنى بلكه با قضا و قدر مىستيزى . رستم از اين گفتگو سخت خشمگين شد فرمان داد گردن آن اسير را زدند . سپس از آنجا سوى برس ( محل از آثار بابل مشهور است كه نزديك كربلا مىباشد ) لشكر كشيد . سپاهيان دست بفساد و يغما گشودند مال و فرزند مردم را ربودند . عفت زنان را تباه كردند ، باده نوشيدند و عربده كشيدند . مردم برستم استغاثه و ضجه نمودند . او ميان سپاه درآمد و گفت : اى مردم پارس . به خدا سوگند آن اسير عرب راست گفت به خدا چيزى كه باعث تباهى ما شده كارهاى ( زشت ) ماست به خدا سوگند اعراب با اينكه با اين مردم در حال جنگ هستند رفتار بهترى دارند . سيره آنها بهتر از كردار شماست . خداوند ممكن بود شما را با رفتار نكو و خوى خوب رستگار و پيروز كند كه شما دست از ستم بكشيد و خوشرفتار باشيد . وفا بعهد و نيكى بايد خوى شما باشد چون خوى خود را تغيير مىدهيد خداوند هم آنچه را داريد ( از نعمت و قدرت ) تغيير خواهد داد . من از اين بيمناكم كه خداوند قدرت را از شما سلب كند . آنگاه چند تن از سپاهيان كه تعدى كرده و از آنها شكايت كرده بودند نزد او كشيده شده گردن آنها را زد . از آنجا لشكر كشيد تا بحيره رسيد . مردم حيره را نزد خود خواند و آنها را تهديد كرد و قصد هم نمود كه آنها را بكيفر برساند ابن بقيله ( يكى از بزرگان كه شرح حال او گذشت ) گفت : تو ما را به دو چيز دچار مكن . يكى اينكه از يارى ما عاجز بمانى و ديگرى اينكه ما را ملامت كنى كه چرا ما خود از خويش دفاع كرديم و كشور خود را ( با مسالمت ) حفظ نموديم . رستم در قبال او خاموش شد . چون رستم در نجف اقامت نمود ديد